تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388

پدر من بسیار زحمتکش است و از صبح تا شب در حال کشیدن زحمت است ! مادرم همیشه میگوید پدرت خیلی جاکش است ! من معنی اش را نمیدانم ولی فکر میکنم مادرم هم خیلی قدر پدرم را میداند ! پدرم خیلی قوی میباشد یک بار که مادرم به مسافرت رفته بود و خانه ما به شدت مکان بود دختری را که در حال فرار بود دستگیر کرد و به خانه آورد و به من گفت که فردا صبح او را تحویل خواهد داد ! پدرم خیلی مهربان است و مرا خیلی کتک میزند ! یک بار که من با تیغ ریش تراشی پدرم پشم های زیر بغلم را زدم پدرم خیلی عصبانی شد و با لقد به صورت من کوبید !

پدر من بسیار تحصیل کرده میباشد و تا دوم راهنمایی درس خوانده میباشد و پدر بزرگم همیشه به من میگوید در خاندان ترک زاده تبریزی فقط پدر تو موفق شده دبستان را تمام کند !

مادر من همیشه در حال گریه میباشد ! من فکر میکنم او از دوری پدرم اینقدر ناراحت است چون پدرم شبها تا دیروقت در کار میباشد‌ !

پدر من در درسهایم به من خیلی کمک میکند و به من خیلی دیکته میگوید و من خیلی خوشحالم که پدرم نمیتواند دیکته ای را که خودش گفته صحیح کند !

 


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388
گر شما ذاتا'''' انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

* اگرشصت پای شمازیراجاق گازگیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده ایدهرگاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : ''''موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش''''

* اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : ''''از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم''''

* اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : ''''با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم''''

* اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : ''''دیشب با قهوه جوش اینجوری شد''''

* اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : ''''به سیم گیتارم گیر کرده''''

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388

علی دایی:

یک متخصص در زدن انواع اقسام گل به تیمهای درجه پیت مانند: تیم منتخب جوانان علی آباد کتول، دُرچه پیاز، سِده، زاقارتستان و دیگر تیمهای جهان و حومه.
در زدن انواع دریبل های عجیب غریب مهارت خاصی دارد. وی هنگامی که پا به توپ میشود یکی از پاهایش به آن یکی می گوید: تو یکی دیگه گوه خوری نکن. و اینجاست که با هم درگیر شده و گلاویز میشوند و علی دایی ناکام میماند. بسیاری از کارشناسان رابطه او با فوتبال را به رابطه اکبر هاشمی رفسنجانی با سیاست شبیه میدانند به طوری که هر دوی آنان ول کن قضیه نیستند.
علی دایی به مردم شریف ایران قول داه که تا در جام جهانی گل نزند از فوتبال خداحافظی نمی کند. مردم ایران دست به دعا شدند شاید فرجی شود معجزه ای رخ دهد و او در جام جهانی سال 2007 گل بزند.



خبر مهم : طبق تفاهم نامه بین وزارت جهاد كشاورزی و سازمان تربیت بدنی قرار شد از این پس كلیه زمینهای ورزشی برای كاشت سیب زمینی در اختیار كشاورزان عزیز قرار گیرد در این تفاهم نامه قید گردیده از علی دایی نیز به عنوان مترسك در این اراضی استفاده شود.

 


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388

تعداد جمعیّت دختران ایرانی سه برابر تعداد پسران میباشد ، همین مسئله عامل نگرانی تعداد

بیشماری از دختر خانم ها شده .


از طرفی هم کارشناسان به همین راحتی میان قضاوت میکنن که :دخترها در دانشگاه و بخشهای

دیگه از آقایون پیشی گرفتن ، دیگه نمیان بگن که بابا جون تعدادشون زیاده ،ده اگه بنا به زور هم

باشه به والله زورشون با این همه داوطلب آزاد و غیر آزاد بیشتر از پسراست . چرا ؟!! چون

فلسفه دختر و پسر همون قضیه ضریب سه ، سه در برابر یک ، سه نفر به یه نفر ...ده آخه پسرا

چه گناهی کردن ، هان چرا چیزی نمیگید .


آهــــــــای ایهاالناااااااس ، مسئولیــــن کجایید که سر پسرارو دارن به همین راحتی میبرن .

ببخشید من یه مقدار احساساتی شدم .

 


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388

موفقیت در 4 سالگی یعنی خیس نكردن شلوار


موفقیت در 12 سالگی یعنی پیدا كردن دوست


موفقیت در 18 سالگی یعنی داشتن گواهینامه


موفقیت در 20 سالگی یعنی امكان ازدواج


موفقیت در 35 سالگی یعنی پول داشتن


موفقیت در 50 سالگی یعنی پول داشتن


موفقیت در 65 سالگی یعنی امكان ازدواج


موفقیت در 70 سالگی یعنی داشتن گواهینامه


موفقیت در 75 سالگی یعنی پیدا كردن دوست


موفقیت در 80 سالگی یعنی خیس نكردن شلوار

 




موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388
۱-بد شانسی یعنی : داری با دوست دختر جدیدت راه میری ، یک دفعه دوست دختر فابریکت میاد و تو قبلا بهش گفتی که به غیر از او هیچ دوست دختر دیگه ای نداری و حالا اون تو رو با یه دختر دیگه میبینه ، خب مسلم دیگه بهترین دوست دخترت میپره .


۲:بد شانسی یعنی : تو دانشگاه سر کلاس داری ادای استادتو در میاری ، بعد همینکه صورتتو برمیگردونی ، ببینی استادت پشت سرت واستاده و داشته تمام ارهای تو رو میدیده و دوستای نامردتم اصلا چیزی بهت نگفتن که استاد پشت سرته .


۳: بد شانسی یعنی : شب عید میخوای برای دوست و آشنا ای کارت بفرستی ، ولی خطها به قدری شلوغه و سرعت تخمی ، که مسنجر به زور بالا میاد ، چه برسه که بخوای ای کارت بفرستی .


۴: بد شانسی یعنی : تو اتاقت تنهای و داری چت میکنی و رفتی تو چت روم و تاکو بستی داری برای خودت ... شعر تف میدی و برای دخترای توی روم ... لیسی اساسی میکنی ( البته از پشت تاک ) ، بعد میفهمی که نه انگار تنها و نیستی و بابات از کی تو اتاقته و تو اینقدر محو چتی که اصلا از حضور او آگاه نشده و اونجای که بابات تازه میفهمه کامپیوتر رو برای چی میخواستی .

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388
سعی کنید لااقل یک بار بین گزارش جمله لاجوردی پوشان ایتالیا رو بگید حتی اگه تیم ایتالیا لاجوردی نپوشیده بود و اصلا حتی اگر تیم مقابل ایتالیا نبود.


زدن انواع تپق . سلفه . عطسه . گرفتن بینی . و گلاب به روتون ......... برای نشان دادن حرفه ایی بودن شدیدا توصیه میشود.

سعی کنید مطابق میل خودتان باشید هر وقت خواستید به بازی هیجان بدهید و در صحنه های جدی و حتی گل کاملا ریلکس بوده و بازی را از هیجان بیندازید.

قبل از شروع مسابقه پانزده دقیقه از کلیه دستندرکاران پخش سیما و خصوصا پدر و ماردتان که شما را در این امر یاری کردند تشکر کنید.

پانزده دقیقه بعد را هم به معرفی کلیه بازیکنان و خاندان آنها تا هفت نسل قبل به همراه شماره قطعه قبر پدرشان اختصاص دهید.

آن پانزده دقیقه آخر هم که با گزارش فوق العاده شما به همه زهر خواهد شد.


تمنا میکنم اگر به چنین شرایطی برای گزارشگری دست پیدا کردید از هر گونه نزدیک شدن به سازمان صدا و سیما و اماکن عمومی اکیدا خودداری کنید.



موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
تاریخ : الف محمودی
نویسنده : یکشنبه 12 مهر 1388

راننده :

دیگه دارم كم كم ریپ میزنم مثل ماشینهای تصادفی شدم اگه همینطوری پیش بره باید برم زیر دست اراقچی قلبمم به روغن سوزی افتاده پدرعشق بسوزه

معلم ریاضی :

نمیدنم چرا جواب تمام مسائلم بی نهایت میشه یا بی جواب میمونه هرچی تفریق میكنم جمع میشه هرچی جمع میكنم كم میشه از ضرب كه مپرس آه

مهندس كامپیوتر :

ای آنكه مرا دی سی كرده ای و در وجودم ویروس بلاستر 2003 فرستاده ای كی دوباره من را ری پیر خواهی كرد ؟ به فریاد گرافیكم برس

دكتر :

چند سالی است كه به زخم مریضانم مرحم میگذارم و از چنگال مرگ رهایشان میكنم ! كو طبیبی كه به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند

ساغی :

می میدهم و غم كسان میگیرم از لطف تو می كجا غمین میبینم حالا كه شدم عاشق ودل در بند است می را ز شفا بیچاره ترین میبینم

 


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مطالب طنز ,
 

 


آخرین مطالب